از صبح که بیدار شدم به خاطر خواب بی سر و تهی که دیدم دلهره دارم
چه حس مزخرفیه
خدایا ختم بخیرش کن
یکی دیگه گند زده و حماقت کرده
من باید متلکاش رو بشنوم و چون دوست ندارم لطمه ای به زندگیش بخوره
باید مث احمق ها سکوت کنم
طرف هم جوگیر شده ی طومار واسم مسیج نوشته پر از کنایه و متلک و زبون درازی
همشو خوندم , تو دلم بهش میخندم و سکوت رو ادامه میدم
زندگی 10 ساله اش ارزش اینو داره که خفه خون بگیرم حتی اگه فک کنه تو این جریان حق با اونه !
احمق ...احمق ... احمق .. خود شیفته !
سه ساله از جداییم میگذره
مرد هوسران ازدواج کرده و زندگی رو به شادی میگذرونه!
گاهی از حال هم با خبریم , بعضی وقتا من نقش اسکل رو براش بازی میکنم و به ابراز علاقه هاش
گوش میدم
انقدر بی حوصله و خسته ام که بدون بحث میشنومش از طرفی هم چون مقادیر متنهابهی کرم دارم
نمیتونم وقتی زنگ میزنه جواب ندم .
تو این مدت سعی کردم وارد رابطه ای نشم و نشدم حوصله ی تکرار ماجراهای عاشقانه ی بی پایه و اساس
رو ندارم
بلای آسمونی هم از حال من و اطرافیانم غافل نشده و نمیشه و گاهی میباره
اما همه ی این اوضاع نابسامان
باعث نشده حضور و همراهی خدا رو تو زندگیم نادیده بگیرم و شکر گذارش نباشم .
ازینکه ولخرجم از خودم ناراضی ام هر چی پول دارم صرف خرید اَتینا میشه اما کیه که از رو بره ؟
من ؟ هرگز !!
کاری به کار کسی ندارم آسته میرم و آسته میام ولی دیگران چی ؟ ماشالله همه پیگیر
همه فوضول ...
مهمه براشون کجا میرم و نمیرم چی میپوشم و چی نه ! کلاس میرم ؟ کار میکنم ؟ چرا ازدواج نمیکنم؟
و هزار و یک چرای دیگه که هنوز نفهمیدم دونستنش
چه تاثیری میتونه تو روند و بهبود زندگیشون داشته باشه.
هنوز کارای نیمه تموم اعصابمو قلقلک میدن ولی ازونجایی که گشاد تشریف دارم و بی انگیزه
هیچ فکری به حالشون نکردم .
دلم میخواد ی شغل مناسب پیدا شه و بیاد بگه بفرما زن وحشی
بیا من شغلم و خودمو به تو سپردم تا انقدر سرت رو گرم کنم و مشغول شی که کسی نتونه
چون بیکاری و بی همسر واسه وقتت برنامه ریزی کنه و تصمیم بگیره !!
چقدر دلم برای حس آرامش و خوشبختی تنگه
منتظرش میمونم !
پ.ن : دلم برای خواننده های خوب این وبلاگ خیلی تنگ شده بود خیلی !
